+ هرچی بیشتر میگذره انگار بیشتر دارم دوست میدارمش! 

++ بیخیال!

+ نه واقعا مهربونیش داره جذبم میکنه... دست خودم نیست... کشیده میشم سمتش...

++ شما ربطی به هم ندارین... بعلاوه اگه واقعا اونجوری باشه که تو فکر می کنی، شما دوتا کنار هم بدبختهای واقعی خواهین شد! دوتا بدبخت که همش بخاطر بقیه ضرر میدن و به هیچ جا نمیرسن باهم!

+ آره... من م همین فکرو می کنم... باید فکرشو از سرم بیرون کنم... ولی کاش میشد یه بار وقتی پشت مانیتور نشسته و مشغول کاره و من پشت سرش ایستادم، آروم خم شم و یه ماچ کوچولو بچسبونم به پشت سرش... بدون اینکه شرع، عرف و خودش ازم شاکی بشن!

++ بعدش چی؟

+ هیچی دیگه! بعدش انگار نه انگار کسی کاری کرد! هرکی بره سی خودش!

++ تو میدونی که خرت از کره گی دم نداره!

+ آره! نمیدونم باید بخوام که کاری کنه دلزده بشم و دل بکنم ازش یا ......

++ از سرت بیرونش کن...

.

.

.

.

+ کاش نیازی نبود...