آدم تازه...
یه زمانی فکر می کردم اگه به کسی سلام کنم دیگه نباید هیچوقت خداحافظی کنم!!! باید تا ته ته ته توانم کنارش بمونم... دور از مرام بود! دور از انصاف!
حتی تصور خداحافظی منقلبم میکرد!
.
.
.
چه ذهنیت عجیبی داشتم... و چقدر دور از واقعیت بودم!
چقدر دنیا برام فانتزی بود و من چقدر اون رو واقعی میدیدم!
.
.
حالا بعد یه فصل و اندی چند روز دیگه بهش میگم نه!
.
.
.
با این خداحافظی هیچکس نمیمیره! آب از آب تکون نمیخوره و دنیا عین خیالش نیست!
.
.
چه سخت میکردم همه چی رو... و چقدر خودم رو میشکستم...