بالغ شو...
من کسی رو دیدم که چون بنظر خودش هرچیز مادی در دنیا بی ارزش و پوچ بود هرگز اجازه نمیداد همسرش هم بسمت علاقمندی های دنیایی بره...
حتی اگه اون علاقمندی اصلاح موی سر توی یک آرایشگاه بود! (خودش موی خانوم رو اصلاح می کرد)
یا خرید جای نمک و فلفل! (از شیشه ی خالی سس و مربا برای این کار استفاده می کرد)
یا حتی مراجعه به پزشک برای درمان بیماری! (یا از روشهای سنتی استفاده می کرد یا منتظر می موند خودش خوب شه!)
.
.
.
بنظر میرسه این مورد، نوع جدی تر و پیشرفته تری از "عدم بلوغ" باشه...
یا شایدم نوعی جنون...
+ زوجی رو هم میشناسم که مرد بدون باورهای مذهبی و صرفا بدلیل جهان بینی خاص خودش به زندگیش کاملا (خیلی زیاد درواقع!) بریده از ظواهر و دنیا ولی در کنار زنی زندگی میکنه که اون زن لاک میزنه، آرایش می کنه، لباسهای رنگی و شاد میپوشه و ...
و بنظر میرسه که این دو عاشقانه هم رو می پرستن...