مرد ستیز؟ یا ظلم ستیز؟؟؟!
دو دستی کوبیدم تو سرم که: "دعا؟؟؟ دعا میخواد چیکار کنه؟ دعا کنن که چی بشه؟؟؟ چقدر ما زنها تو این مملکت مزخرف بدبختیم! که یارو با این وقاحت و گستاخی با یه زن رفتار می کنه و علنا تحقیرش می کنه و اون باز باید منت کشی کنه برای موندن؟ برای پذیرفته شدن!!! نه چون عاشق چشم و ابروی آقاهه ست! برای بقا! برای اینکه فکر می کنه بعد طلاق از چاله میفته تو چاه! چون حتی خانواده ی حامی هم نداره!"
و چقدر میشنوم اینو که ما حامی نداریم... ما حامی نداریم و میترسیم از تنهایی... میترسیم سایه ی بالای سرمون بره گورشو گم کنه و اونوقت ما تنها چطور از پس زندگی بربیایم؟!!!
ای خدا...
بدون ما آدمهایی هستیم که ادعای مذهبمون گوش فلک رو پر میکنه ولی وقت مواجهه با مشکلات مثل یه ابله منفعل فقط به جلسات دعا رو میاریم و انتظار معجزه داریم ولی به اینکه میگی "از تو حرکت، از من برکت" ایمان نداریم! در عمل باورش نداریم...
اگه واقعا خدایی وجود داشته باشه و دست به کمر بالای سر ما به نظاره نشسته باشه و قرار باشه به یک بنده ای کمک کنه، بنظرتون ترجیحش اینه که به کدوم شخصیت کمک کنه؟ کسی که یه مشت آدم براش دعا میکنن که همسرش به هرقیمتی (ولو همراه با تحقیر) نگهش داره و سایه ش رو از رو سرش کم نکنه(!) و رهاش نکنه یا آدمی که میخواد آستینهاش رو بالا بزنه و از شرف و عزتش دفاع کنه؟؟؟
عقل ناقص زمینی ما میگه که کدوم یکی محق کمک رسانی از جانب خداست؟؟؟
راستش فکر ما، ایمان ما، واقع بینانه که بنگریم، خیلی چیزهای ما پوک و پوسیده ست... بو میده! بوی گندیدگی... ما پشت مذهبمون قایم شدیم و سعی می کنیم همه چی رو با ظاهر مذهبی ماسمالی کنیم... حتی ضعفمون رو! حتی بی ایمانی مون رو!
شاید بنظرتون بی درکی بیاد ولی من یقین دارم حتی در بدترین شرایط ممکن، حتی تو این مملکت زن ستیز جنسیت زده ی داغون(!)، باز هم یک انسان، فارغ از جنسیت، میتونه آستیناشو بالا بزنه و از عزت و شرفش دفاع کنه... هر چند سخت... هرچند تو این راه جونشو بده... صد شرف داره به تکیه زدن به یه بی شرف و رفتن زیر منت چنین آدمهای پست فطرت و حقیری!
وقتی میگم ما زنها هم مردها رو وقیح کردیم همینه! بعیده شما ها هم نمونه هایی مشابه این داستانها نشنیده باشین! آقاهه قانون پشتشه، شرع پشتشه، عرف پشتشه حتی! پس صاف صاف وایساده تو چشم کسی که سالها شریک زندگیش بوده، همخوابش بوده و احتمالا یه روزی دل و قلوه بهم دادن، نگاه می کنه و میگه حالم از ریختت بهم میخوره! تازه امر هم میکنه که برو همه ی کارای طلاقو انجام بده که من زحمتم زیاد نشه! وقت امضا شد بگو بیام... بعدشم بچه هاتو بگیر برو... بسلامت!
مملکت اسلامی!!!
شان زن فقط اونجاییه که باید مثل مروارید تو صدف بمونه!!!
قوانین اسلامی که به مرد این حقو میده هروقت دوست داشت زن رو مثل یه عروسک به بازی بگیره و هروقت هم دوست نداشت بازی تمومه! یه عروسک جدید میخوام! مومشگی بسه دیگه! ایندفعه یدونه موطلایی! حالا دفعه ی بعد مو خرماییشو میگیرم!!!
چطور آدم دیوونه نشه؟؟؟
مملکت اسلامی که ادعا میکنه قوانینش کرامت زن رو حفظ میکنن...
ای بر دروغگو لعنت...
..
.
به کجا میشه فرار کرد وقتی وحشی ها شهر رو محاصره کردن؟ وقتی وحشی ها همه جا هستن... درست زیر گوشمون...
..
.
.
پیام خواب وحشتناکم رو دریافت کردم...
..
.
بفهمیم تا روزی که زنها باهم متحد نشن این ظلم تمومی نداره...
فقط اتحاد و شجاعت زنها میتونه شرایط رو تغییر بده!
و متاسفم برای عده ای که به زنهایی که با این جور ظلمها مبارزه می کنن عنوان "مرد ستیز" میدن! دیروز به یکی گفتم وقتی جرات شنا کردن خلاف جریان آب رو ندارین، برای فرار از عذاب وجدانتون به بقیه برچسب نزنین!
...
.
.