دو تا بچه از پشت بوته پریدن بیرون...

ایستادم:

عه! اینا اینجا چیکار می کنن؟! بابا مامانشون کو؟!

______________

یه بچه تلو تلوخوران راه افتاده بود وسط محوطه... تنها بود...

ایستادم:

عه! این چرا تنهاست؟

 

به سومین مورد که رسید، با تندی بهم گفت: مگه مرکز نظارتی؟ اومدی پارک، از فضا لذت ببر... چیکار به بقیه داری؟ انگار هدفت از اومدن به پارک اینه که حواست به پیرمردا و بچه ها باشه! به پیاده رویت برس! بچه گم بشه یکی دستشو میگیره میبره نگهبانی!

 

 

+ آتنا مرد... به همین راحتی کشتنش و از دست رفت...

حق ندارم نگران باشم؟!

هرکی دستشونو بگیره یه راست میبرتشون نگهبانی؟؟؟

..

.