گذاشتن یا گذشتن؟!
منداره در جواب یه قانون کلی رو میگم: "اگه روشی که برای دفاع از خودت در نظر گرفتی فقط جنبه ی دفاعی داره و نه تلافی، و مطمئنی که از روی بغض و کینه نیست، مشکلی نداره... این حق آدمه که از خودش دفاع کنه... ولی اونجایی که مطمئن نیستی نیت درونیت و هدف اصلیت دشمنی و کینه و صرفا برای انتقام نیست، صبر کن!"
+ اینو اولین بار در مورد خودم بهش رسیدم... همین دو سال پیش بود... سر یه جریانی یه نفر بدجوری بهم توهین کرد... انصافا فوق العاده بی ادب و بی نزاکت بود... واقعا از حرکتش ناراحت شدم و هرچند نذاشتم اونجوری که دلش میخواست گره بندازه تو کارم ولی باز بخاطر رفتار زشتش جلوی جمع، خواستم "بر حق نبودن" عملش رو جلوی همون جمع ثابت کنم!
معامله ی خوبی بنظر میرسید و عین قصاص بود!
همه ی مقدمات رو چیدم تا روزی که باید به نقشه م عمل می کردم...
ولی درست همون لحظه یه آن با خودم فکر کردم نیت اصلیم از این کار چیه؟ میخوام حقیقت برای بقیه روشن بشه و اونهارو هشیار کنم یا میخوام دلم خنک شه و اعتبار پوشالیش رو زیر سوال ببرم؟!
این بود که منصرف شدم... به جاش همون لحظه یه پیغام با متن مودبانه و محترمانه براش گذاشتم (البته قبل از اون هم هرگز ذره ای بی احترامی نکرده بودم) و گفتم نقشه م براش چی بود و این رو هم گفتم که ترسیدم حرکتم از روی کینه باشه و بخاطر همین از انجام برنامه م منصرف شدم... بهش یادآوری کردم حرکتش اشتباه بوده... براش آرزوهای خوب کردم و یه خداحافظی همیشگی...
+ "ریزه کاری های زندگی" این شماره ی موفقیت منو یاد این خاطره انداخت...
حرکتی که در ظاهر برای احقاق حقمونه ولی در باطن احتمالا اهداف دیگه ای پشتشون هست!
"گذاشتن یا گذشتن"/ دوهفته نامه ی موفقیت/ شماره ی ۳۵۲/ صفحه ی ۵۴