باور شکنی...
قبل این همه ش با خودم فکر می کردم چرا به خاطر یک اشتباه انقدر منقلب شد! ولی الآن میفهمم...
اون یه اشتباه چیزی بود که کل باور این آدم رو در مورد دوستش به یغما برد!
دلیلش همینه!
حالا سوال اینجاست که: اشتباه اصلی مربوط به کسیه که با رفتارش باعث شد این باور در طرف مقابلش شکل بگیره؟ یا مربوط به کسیه که به خودش اجازه داد این باور قوی در درونش بوجود بیاد؟!
+ بعد ۱۰ سال هنوز وقتی حال دوستشو میپرسم با یه حالت بی میلی عصبی جواب میده... میپرسم: ازش خبری نداری؟ میگه: نهههه...
+ بیش از ۱۰ ساله که ازش میپرسم چطور اینطوری شد؟ میگه من اونو از هر بدی مبرا میدونستم ولی بعدها فهمیدم دروغ بزرگی بهم گفت...
+ تا مورد مشابه برای خودمون اتفاق نیفته هرگز حال کسی رو درک نمی کنیم... هرگز!
و الآن میفهمم چقدر بده این یادآوری... و چقدر تلخه این یادآوری...
دیگه هرگز حال دوستشو ازش نمی پرسم... هرگز...
..
.
.