دیروزش اومده بود و بی مقدمه پرسید: اگه دو نفر خیلی باهم جور باشن و هردو خیلی خوب باشن و فقط تو دوتا مورد اختلاف باشه و هیچکدوم کوتاه نیان چی میشه؟! چیکار باید کرد؟ آخه حیفه!

پرسیدم چه مواردی؟

گفت یکی چادر و دیگری کار کردن بیرون از خونه... پسره میگه "چادر" آری و "کار کردن بیرون از خونه" نه!

گفتم دلیل این خواسته مهمه... باید دید چی تو سر اون مرد میگذره... هرچند معمولا آدمی با این سبک خواسته از نظر من که احتمالا رده!

 

چند روز بعدش گفته بود: همه آرزوشونه... میدونی چند نفر کاندیدن که بتونن باهاش ازدواج کنن؟ میدونی فلان دکتر دختراشو بهش پیشنهاد داده؟ میدونی .........؟

بهش گفتم این توهینه به من؛ وقتی با زبون بی زبونی میگی باید بدون اعتقاد چادر سرم کنم... فقط بخاطر ازدواج با یک پسر که آرزوی خیلی از دخترهاست!

+ دوست عزیزمون فرموده بودن چادر خط قرمزشونه... و چقدر از من دوره این تفکر... مردی که قبل از دیدن فکر من، چند متر پارچه ی سیاه رو سرم رو ملاک مناسب بودن من یا مثلا خوب بودنم بدونه، نه مدرک دکتراش بدردم میخوره نه شغل و درامد آنچنانیش، نه بقول خودش تسلط کاملش به زبان انگلیسی و نه سفرهای خارجی و ماموریتهای دهن پر کنش!

همون بهتر که با یکی از دخترهایی که حاضرن بخاطر بدست آوردنش بدون فکر و علاقه چادر سر کنن و احتمالا بعدها باز بخاطر خوشایندش چادر از سر بردارن ازدواج کنه! (چون قطعا چنین آدمهایی استقلال فکری و شخصیتی ندارن و ملعبه ی دست بقیه ن!)

+ مردهایی داریم با تحصیلات خیلی عالی و مغزهایی خیلی نخودی!

سالها درس میخونن و مطالعه می کنن ولی تفکر مردسالارانه (تفکری بشدت غیر انسانی!) تو گوشت و پوست و استخونشونه و زن رو موجودی میبینن وابسته (بلحاظ فکری) و زیر دست! که میتونن براش تعیین کنن چطور بپوشه، کجا بره کجا نره و ...!

+ فکر کنین انقدر سبک سرن که مادر دختره رفته بهشون گفته بخدا الآن دخترم باحجاب و چادری شده دوباره بیاین خواستگاری!!! به دخترشم گفته یا چادر تو محل بچرخه که تحولاتش به چشم بیاد! حالا روز خواستگاری دختره انقدر لباس بدی پوشیده بود که داماد و برادش سرشونو تا آخر مراسم پایین انداخته بودن! :))))) یهو دختره دچار تحول شد!!! چه باورکردنی!