هیولا...
یه زمانی از شدت علاقه تنها آرامشم بود...
از همه ی دردها به وجودش پناه می بردم...
چقدر دوسش داشتم...
چقدر زیاد...
اما الآن...
..
.
الآن حضورش ترسناکه...
مثل یه هیولا!
+ برو...
لطفا!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:13 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...
|