پرسید: چرا اینو انتخاب کرد؟

گفت: میگه اون شب با تمام دخترایی که اومدن تو تالار فرق داشت!

گفتم: این چه دلیلیه آخه؟! شاید وقت نشده بود برم آرایشگاه!!!

گفت: البته نمیشه به حرفش خرده گرفت... میتونه معیار خوبی باشه...

 

+ معیارهای انتخاب آدمها جالبه... و اینکه واقعا و دقیقا چی باعث شد اون معیار براشون معیار بشه؟! چشاشون ترسیده که این معیار رو در نظر گرفتن(بدلیل تجربه ی فراوان!!!) ؟ یا واقعا بنظرشون معیار ارزشمندیه!

اینکه اولی باشه یا دومی، عیار این آدم رو زمین تا آسمون جابجا میکنه! این آدمی که داره واسه خودش معیارسازی میکنه رو میگم!

+ با لبخند شیطنت آمیزی بهم گفت: هرکس یجور دلبری میکنه...  تو م با آرایش نکردن دلبری می کنی!!!

بعد غش غش خندید!