وجدان
بلند شد نشست...
گفت امروز سنگینم...
گفتم: چرا؟
تعریف کرد...
..
.
.
عذاب وجدان بود!
گفت کاش یجوری بارمون میاوردن که انقدر خودمونو اذیت نکنیم...
گفتم عذاب وجدان بد نیست...
اونایی که ندارن خیلی راحت هر کاری میکنن...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 1:10 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...
|