بی حوصلگی...
- دوستی نداری؟
+ نه...
- مذکر؟ مونث؟
+ فقط یدونه
در حالی که اشتیاق به حرف زدن و برقراری ارتباط تو چشماش موج میزد، بهش گفتم:
من معمولا کم حرفم... حال و حوصله ی حرف زدن با هرکسی رو هم ندارم... اونجاهایی م که ببینم حرف زدن و بحث کردن قرار نیست به جایی برسه حرف نمیزنم... نمیدونم تو روحیه م تا الآن اینو فهمیدی یا نه...
با همون نگاه مشتاق سرشو به نشان تایید تکون میداد و یه لبخند مرموز روی لبهاش بود...
.
.
.
+ امشب همونجوری که قدم میزدیم و اون داشت در نقد یکی از جملات من توضیح بلند بالا میداد، یادم اومد مدتهاست دیگه حوصله ی توضیح دادن بعضی چیزارو واسه کسی ندارم!
اون داشت حرف منو اشتباه تفسیر میکرد و من فقط گوش می دادم... بدون اینکه کوچکتربن اشاره ای به این مساله کنم...
.
.
این نشونه ی چیه؟!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ ساعت 0:33 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...
|